شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد
21
درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )
مسعود كه خازن بيت المال در كوفه بود ، مبلغى از بيت المال استقراض كرد تا در آيندهء نزديك بپردازد ؛ چون عادت بر اين بود كه حكّام از بيت المال قرض مىگرفتند و سپس مىپرداختند . عبد الله بن مسعود پس از چندى آن مبلغ را از وليد مطالبه كرد تا آن را به بيت المال برگرداند . اما وليد به جاى آن كه به عبد الله پاسخ مساعد بدهد ، از اين جسارت سخت ناراحت شد ، و جريان را به صورت شكايت از عبد الله بن مسعود به عثمان مرقوم داشت . پس از چندى عثمان نامهاى به عبد الله بن مسعود نوشت كه « تو خزانهدار و كليددار مايى ، و نسبت به آنچه وليد از بيت المال گرفته است ، متعرض او مباش . » عبد الله بن مسعود پس از خواندن نامهء عثمان به مسجد آمد و در برابر مردم كليد بيت المال را نزد وليد پرتاب كرد و گفت : « من گمان مىكردم خازن اموال مسلمين هستم ، اما حالا كه عثمان مرا خازن شخصى خود مىداند ، اين سمت را نمىپذيرم » . « 1 » بيت المال در اختيار بنى اميه بنى اميه كه عثمان خود از آنان بود ، در دوران حكومت وى عملا همه چيز كشور را در اختيار داشتند . علاقه و محبت خليفه نسبت به خويشاوندانش تا جايى بود كه احمد ابن حنبل مىنويسد : « روزى عثمان جمعى از اصحاب پيغمبر را نزد خود خواند و عمار ياسر هم در بين آنان بود . آنگاه گفت : من از شما سؤالى مىكنم و دوست دارم مرا تصديق كنيد . سپس گفت : شما را به خدا سوگند ! آيا مىدانيد كه پيامبر اسلام قريش را بر مردم ديگر مقدم مىداشت و بنى هاشم را بر قريش هم مقدم مىشمرد ؟ افراد حاضر ساكت شدند ( و كسى به عثمان پاسخ نداد ) . عثمان گفت : اگر كليدهاى بهشت در اختيار من بود آنها را به بنى اميه مىدادم تا آخرين فرد آنها هم وارد بهشت گردد » . « 2 » در اينجا عثمان شدت علاقه و محبت خود را به خويشان و اقوامش ( يعنى بنى اميه ) اين گونه صريحا بيان مىكند كه مىگويد : « اگر كليدهاى بهشت در دست من بود آنها را به بنى اميه مىدادم . اما اگر كليد بهشت در اختيار عثمان نبود ، كليد بيت المال و حكومت اسلامى در دست عثمان بود . خليفه اگر نمىتواند بهشت را در اختيار بنى اميه بگذارد ، مىتواند بيت المال و همه چيز كشور را ( تا حدود امكان )
--> ( 1 ) - همان ، ج 8 ، ص 271 . ( 2 ) - همان ، ج 8 ، ص 291 - مسند احمد حنبل ، ج 1 ، ص 62 .